ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

516

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

هرات ؛ گرگ : گرگاب . برحسب خدايان ، پريان و اجرام فلكى : خدا : خدابنده‌لو ؛ بغ ( - خدا ، مطابق با كلمه اسلاوى ) : بغداد ؛ مهر : مهرآب ؛ ستاره : آستارا ، استراباد ؛ كر ، خور : رودهائى بسيار به اين نام ، خراسان ، خوروش ؛ ماه : ماه‌وشان ( يكى از قبايل كرد ) ؛ پرى : پريزاد ، پريكند ؛ برحسب فلزات : زر ، التون ( به تركى ) : زرگنده ، زرگئوس - زاگرس ( كه اكنون هم در آنجا طلا را با شستن ماسه از آب مىگيرند ) ، زرگان ، رود زربار ( نزديك همدان ) ، التون سو نزديك سليمانيه در كردستان ، زرافشان نزديك خجند ؛ سيم ، گمش : گمش‌خانه ؛ فولاد : فولادكوه ؛ قير « 9 » : بندقير ، رودقير گور ( جائى كه اسكندر به چشمهء نفت برخورد ) . برحسب شاهان و امرا : شاه : تركيبات بسيارى با اين نام در دست است كه اغلب به صورت « شير » درآمده است ، شاهرود ، قمشه ، كرمانشاه ، نيشابور ، شاهپور ، شيروان ، نرماشير ، شهميران ، اردشير ؛ داراب ( - داريوش ) : دارابگرد ؛ خسرو : خسروه ( ازده‌هاى كلدانى ) . برحسب جهات : بالا : بالارود ؛ زير : زير تخت كنار ؛ پشت : پشتكو ؛ پس : پس‌تير ( يكى از شعبه‌هاى دجله ) « 10 » ، پس‌قلعه ؛ ميانه : شهرى به همين نام ، ميانچو « 11 » ؛ سو : چهارسو ؛ كنار : كنارگرد . برحسب بزرگى : بزرگ و كوچك : لار بزرگ ، لار كوچك . معمولا اسامى را با اضافه كردن « ك » به آن تصغير مىكنند : كاشانك ، اصفهانك ، روشنك ، شهرستانك . ب . تركيب اسامى با پيشوند و پسوند . آباد ( مطابق با Boden در آلمانى ، Abode در انگليسى و Habitare در لاتينى ) : اغلب نامهاى ده‌ها ، مانند يوسف‌آباد ، شاه جهان‌آباد ؛ الفاظ Apatana در يونانى و Patan كه هنوز هم در هندى رايج است از « آباد » مشتق شده است و از اين قبيلند :

--> ( 9 ) . قير كه در شمار فلزات نيست . - م . ( 10 ) . شعبه‌اى از كارون است كه به اشتباه شعبه‌اى از دجله قلمداد شده است . به اين رود پس دجله نيز گفته‌اند . - م . ( 11 ) . در اصل به صورت Miantschu . قبلا در همين فصل از جائى به نام ميان‌جو ياد شده است . - م .